دي - مثل ستاره ...






درباره نویسنده
دي - مثل  ستاره  ...
سارا[22]
بعضي ها صداي ستاره ها را مي‌شنوند ... خوب گوش کن . شايد توام بشنوي !
آی دی نویسنده
تماس با نویسنده

موضوعات وبلاگ

آرشيو وبلاگ
شهریور [2]
مهر [5]
آبان [2]
آذر [3]
دي [4]
بهمن
اسفند [2]


لینک دوستان
وبلاگ تخصصي کامپيوتر - شبکه - نرم افزار
کسب درآمد اينترنتي
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
افرايش صداي گوشي+راه کسب درآمد از اينترنت+عکس بازيگران خانم خارج
کسي که مثل هيچکس نيست
قلب شکسته
وبلاگ شخصي محمد جواد ايزدپناه
نکيسا و پريسا
محمد رئيسي پور
مهدي
عاشق چشم اتنظار
ღღღعاشقونهღღღ
وبلاگ فارسی
اخبار ايران
اخبار فاوا
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی
طراحی وب

موسيقي وبلاگ

*
*
*
*
*
*
*

عضویت در خبرنامه

نام:

ايميل:

 


www.irLearn.com

   1   2      >

در پهنه ي جهان


انسان براي کشتن انسان


تا جبهه مي رود


انسان براي کشتن انسان


تشويق مي شود


در جبهه هاي جنگ


کشتار مي کنند


يا کشته مي شوند


تابوت صدهزار جوان را


پيران داغدار


با چشم اشکبار


بر دوش مي کشند


در خاک مي نهند


آنگاه کودکان را


تعليم مي دهند :


يک شاخه از درخت نبايست بشکنند !



نویسنده » سارا . ساعت 9:54 عصر روز پنجشنبه 11 بهمن 1386


شب را نوشيده ام
و بر اين شاخه هاي شکسته مي گريم.
مرا تنها گذار
اي چشم تبدار سرگردان !
مرا با رنج بودن تنها گذار.
مگذار خواب وجودم را پر پر کنم.
مگذار از بالش تاريک تنهايي سر بردارم
و به دامن بي تار و پود روياها بياويزم.

سپيدي هاي فريب
روي ستون هاي بي سايه رجز مي خوانند.
طلسم شکسته خوابم را بنگر
بيهوده به زنجير مرواريد چشم آويخته.
او را بگو
تپش جهنمي مست !
او را بگو: نسيم سياه چشمانت را نوشيده ام.
نوشيده ام که پيوسته بي آرامم.
جهنم سرگردان!
مرا تنها گذار.



نویسنده » سارا . ساعت 10:33 عصر روز چهارشنبه 19 دي 1386


 


اي ستاره ها که بر فراز آسمان


با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد


اي ستاره ها که از وراي ابرها


بر جهان ما نظاره گر نشسته ايد


آري اين منم که در دل سکوت شب


نامه هاي عاشقانه پاره مي کنم


اي ستاره ها اگر به من مدد کنيد


دامن از غمش پر از ستاره مي کنم


با دلي که بويي از وفا نبرده است


جور بي کرانه و بهانه خوشتر است


در کنار اين مصاحبان خود پسند


ناز و عشوه هاي زيرکانه خوشتر است


اي ستاره ها چه شد که در نگاه من


ديگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد


اي ستاره ها چه شد که بر لبان او


آخر آن نواي گرم عاشقانه مرد


جام باده سرنگون و بسترم تهي


سر نهاده ام به روي نامه هاي او


سر نهاده ام که در ميان اين سطور


جست و جو کنم نشاني از وفاي او


اي ستاره ها مگر شما هم آگهيد


از دورويي و جفاي ساکنان خاک


کاين چنين به قلب آسمان نهان شديد


اي ستاره ها ، ستاره هاي خوب و پاک


من که پشت پا زدم به هر چه هست و نيست


تا که کام او ز عشق خود روا کنم


لعنت خدا به من اگر به جز جفا


زين سپس به عاشقان با وفا کنم


اي ستاره ها که همچو قطره هاي اشک


سر به دامن سياه شب نهاده ايد


اي ستاره ها کز آن جهان جاودان


روزني به سوي اين جهان گشاده ايد


رفته است و مهرش از دلم نمي رود


اي ستاره ها ، چه شد که او مرا نخواست ؟


اي ستاره ها ، ستاره ها ، ستاره ها !


پس ديار عاشقان جاودان کجاست ؟!



نویسنده » سارا . ساعت 8:14 عصر روز دوشنبه 10 دي 1386


   1   2      >